پيغام مدير : سخته بخوای همه ی دردهاتو توی چند تا جمله خلاصه کنیهمه ی دردهاتو شکل حرف دربیاری,حرفا رو شکل کلمه...کلمه پیدا کردن برای گفتن بغضت سخته...زندونی کردن این همه فکر توی چاردیواری مغزت سختهمجبورم بنویسم...این جابرای دفن کردن حرفام,دردام,بغضم...فقط به خاطر اینکه خفه نشم...من بازم دلم گرفته
--------------------كد لينك ما :
براي دريافت جديد ترين عکسها و فيلمها و همچنين جديد ترين موزيک ها اينجا عضو شويد :
قالب وبلاگ | آموزش همه چيز از گرافيک ا فغانستان سیاسی اجتماعی نامه و متنهای عاشقانه جذاب وبلاگ اقای نگارش کیمیای ناب اطلا عات در مذهب شیعه ادم بودن یا نبودن شبهای پیشاور در مرد سینمای افغانستان فیلتر شکن پیغامها دوستان دست نوشته های یک دل شکسته کانون محبت .شعر و ادب ويلاي عشق عشقانه ها مهر اسموني بپيچون سرگرمی غلام احمد احمدی (نفسی عمیق تهران) دختران هزاره بهار بی برگ کی میاد ستاره چینی؟ سودای عشق دنیای معلومات آزادی حق همه است باران بهاري وبلاگ حقوقي قالب هاي حرفه اي براي شما سرگرمي : تفريح : خنده جووني آنلاين
قالب های توپ برای شما وبلاگ دوست خوبم حارث جان از كاپيسا خانه ی خلوت دل باز تو را می طلبد سیاسی و اجتماعی عاشقانه عا شقانه های من دختر افغان دست نوشته های یک دل شکسته عکس های دیدنی لینک سایتهای افغانستان افغانستان قلب اسیا عکسهاي داغ از ... واي (5263)آرشيو لينكدوني
علی امینی
تقدیر.............................................
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
سلام دوستان عزیز و گرامی مقدم شما را به وبلاگ عاشقانه ها گرامی میداریم..... نقطه نظرات پیشنهادی و انتقادی شما در مورد این وبلاگ برای بهترشدن این وبلاگ کمک خواهد بود..... امید وارم از بودن دراین وبلاگ لذت ببرید و چشم به راه آمدن دوباره و نظرات شما هستم اخبار افغانستان آمار
طراحي شده توسط علي کورشفر www.2Temp.com www.TakTemp.com
( )
چی بگم ابری وبارون نمی شی
درد و می فهمی و درمون نمی شی
خیلی وقته می بینم زیر آوار جنون من و می بینی ویرون نمی شی
دل دیوونه خرابم میکنی چرا مثل قدیما خون نمی شی
سر به صحرا می ذاری من و تنها میذاری
ناله ی باغ کدوم گمشده ای
چرا بین گلا پنهون نمی شی ای وای چرا بین گلا پنهون نمی شی
وقتی بارون میزنه شاخه ها رو میشکنه
دل تنها چرا مثل گنجشکا پریشون نمی شی
من و میبینی و حیرون نمی شی
چی بگم با کی بگم راز تو رو
داری آتیش میگیری خون نمی شی
من که هر شب تا سحر قصه ی عشق و تو گوشت میخونم
بازم افسانه ای افسون نمی شی
تو بزرگی واسه دنیای خیال آدما
دل زخمی ناله طشت بلا
نکنه غصه ی لیلی رو داری
واسه این قصه مجنون نمیشی
لينك ثابت
دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود
تو در کنار من بشینی؟...... محال بود
هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود
چشمان مهربان تو پاک و زلال بود
پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری
با تو چقدر کوچه ی ما بی مثال بود
نشنید لحن عاشق من را نگاه تو
پرواز چشم های تو محتاج بال بود
سیب درخت بی ثمر آرزوی من
یک عمر مانده بود ولی کال کال بود
گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت
گفتی مجال نیست ولیکن مجال بود
یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود
سهم من از عبور تو رنج و ملال بود
چیزی شبیه جام بلور دلی غریب
حالا شکست وای صدای وصال بود
شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
اما نه با خیال تو بودم حلال بود
من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور، در خشم، در مهرباني،در دلتنگي، در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد.من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوت هايعاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجوايکوچک، برايش يک خاطره باشد.او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آندلي که من برايش مي ميرم، سرد و باراني است.اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعداز هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد.همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم...تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟آيا او بيشتر ازمن براي تو گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگزولي، تو در عين ناباوري، او را برگزيدي...مي دانم... من دير رسيدم...خيلي دير...خيلي...يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود.روزهايي که تو را نمي بينم، به آرزوهاي خفته ام مي انديشم، به فاصله بينمن و تو،...هر روز به خود مي گويم کاش شيشه عمر غرورم را شکسته بودمکاش به تو مي گفتم که عاشقانه دوستت دارم تا ابد
در تمام مسیر طولانی که خود را همراه آن کرده بودمتسلیم دوست داشتنهایم شدم و هزاران بار بغض خود را در گلوی خود حبس کردمتو در دلم جوانه زدی و زیستی اما به خواست من ,و حال من به این زیستن خاتمه میدهمدل گمراهم بوی عطر عشق تو را ناخواسته و ندانسته به سوی من آوردفکر میکردم در پاییز هم می توان جوانه زد اما این بار ساقه های محبت در دل من خشک و سیاه شدندقلب عاشقانه ام را چه بی رخمانه سوراندیلحظه های سبز و شیرین مرا چه ناعادلانه به سیاهی و تلخی کشاندیهمیشه بر آن بودم که از عشق زیبایم برای همگان بخونمو فریاد برآرم که چگونه عاشق دوست داشتنت بودماما هرگز این خروش عشق را در دل من باور نداشتیحالا دیگر شرمگین این دل خود شدم.... براستی چرا تورا ساختم ؟؟؟؟
چرا تورا ساختم ؟چرا ترانه های عاشقی را برای تو سرودم؟حال دیگر عشق من خفته است, دستانم دیگر آغوش گرمت را طلب نمی کنند وای بر من که چگونه در حسرت دوست داشتنت سوختموای بر من که چگونه شب و روزم را آلوده ی تو کردمچه ناگاه بانگ نفسهایت را برایم خاموش کردیچه ناگاه شیشه ی دلم را با غرورت شکستیو چه ناگاه مرا در آتش عشق بی فروغت سوزاندیرهایت کردم,رهایت کردم که دیگر در قفس قلبم اسیرو درمانده نباشیعشق تو را برای خود یک خاطره ی جاویدانه ثبت خواهم کردیقین داشته باش که دیگر سرزمین تشنه ی دلم را با وجود تو سیراب نخواهم کردو گلهای زیبای باغچه ی عشقم را دیگر با نگاه تو آبیاری نخواهم کردتقدیر را اینگونه برایم رقم زدی می توانست زیباتر از این باشدغنجه ایی در حال شکفتن باشد اما تو خواهان آن نبودیدیگر نمی مانم,می روم ,میروم و آن کلبه عاشقی و آن غروب پاییزی را تمام زیبائیهایش به تو می سپارمپس رهایش نکن بگذار بپاس عشقی که به تو داشتم این خاطرات برای همیشه زنده بماند هرگز شوق سفر را با من نداشتی ... و هرگز مرا همراهی نکردینمیدانم خانه عاشقی کجاست و به کدامین سو باید رفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو این همه هیاهو خدا سهم من کو اینا همه که جفتن از دل به هم می گفتن یکی نشسته دیگری کنارش سر رو به شونه های اون سپردش یکی تو دستش داره شاخه گل می زنه بر زلف نگار سنبل یکی نشسته اون طرف چه رعنا دل میده و دل میگیره چه زیبا یکی شده خیره به چشمان یار غزل غزل ترانه گشته انگار کنار جوی آب صاف و زلال یکی لمیده دیگری بی ملال نغمه ی عاشق دگر به آواز سرود دل به گوش ماه تن ناز گوش پری خود کند آن دگر ز زینت عشق و محبت بهار رقص کند به ناز و عشوه آن یک دل برد از دلبر خود آن ملک تو این همه هیاهو خدا سهم من کو
دردا كه باز بندي به پايم افكنده شد و مرا در پشت ميله هاي قفس قلبش اسير نمود
گاهي آواي لطيفش به گوشم مي رسيد و از شنيدن آن سيراب مي شدم .
گاه تا سحر نمي خفتم تا شايد نورعشقي از او بر من بتابد
با ستارگان بيدار مي ماندم تا بتوانم شايد بوسه هاي شيرينش را حس كنم
خود را در آغوش مهتاب جاي مي دادم و از دل شوريده و ديوانه ي خود ميگفتم.
مي گفتم كه چطور ناگهان به او تكيه كردم و حس كردم كه او همان كسي است
كه دوستش دارم و مي تواند مامن آرامي براي من باشد
او را صدا زدم ،در انتظارش ماندم تا آسمان ابري دلش برايم صاف و آبي شود
در انتظارش ماندم تا شهد شيرين عشقش را بنوشم ،
چهره ي خورشيد شهر دلم چه اندوهگين بود. نمي دانستم اميدي هست يا نه ؟
نگاه خسته اش را خريداري كردم
در طوفان غرور و بي مهريش صبوري را پناهگاه خود ساختم
خواستم تا در زمين سخت دلش همچو شقايق عاشقي برويم ،
خواستم كه هرگز شرمگين اين دل پاكم نباشم تا آه عشق بار دگر بر او بوزد
رنگ درد را در خود ديدم ،درد بي مهري،درد خاموشي،درد جدايي
عاقبت در سكوتم ، در چشمان منتظرم ، در روياهاي آشفته ام ،
در انتظارعميقي كه مرا احاطه كرده بود و در خيال اسيرم .
آفتابش رنگ شادي به خود گرفت
وغنچه ي نشكفته ي دلش كه مدتها بود نورعشق را
به خود نديده بود بار دگر شكفته شد
خنده را بر لبانم نشاند ،گلدان خشك دلم را با شراب عشق زيباي خود آبياري نمود
با نسيم مهرباني اش صورتم را نوازش كرد
و آشيانه ي دوست داشتنش را برايم مهيا كرد
آري او مرا بعد از مصائب فراواني پذيرفت
و در كلبه ي تنهائيش مرا ميهمان خود كرد آشفتگي را از من ربود
و گل اميد را با هزاران عشق و محبت به من هديه داد
او ديگر شاهزاده ي اين قلب عاشقم شد
او با مهرباني قدم بر سنگفرش دلم گذاشت
او ديگر محبوب آتشين و پرشرار من شد
ما از فصلهاي خشك گذر كرديم وبه گلستاني عطرآگين سلام كرديم
حال با يك نگاه با يك عشق با يك اميد در يك ساحل پائيزي در يك غروب زيبا
درآن كلبه ي عاشقي نظاره گر اين دوست داشتن هستيم
درآستانه ي عشق پرشورت ايستاده ام مهربانم و با تمام وجود مي گويم
سلام عشق خفته ي من
به قلب تنها و متروك من خوش آمدي
بنويس................... ( )
بنويس خواستنم از جنس گل ابريشمه
بنويس پاكي من پاكي نوروشبنمه
همه د.ست داشتنمو نقطه به نقطه بنويس
بنويس قصه زياده ولي كاغذم كمه
بنويس نامه نويس
بنويس خواستن من شمردني نيست بنويس
بنويس دل كه به خاك سپردني نيست
بنويس
بنويس خسته شدم اونقده خسته كه نگو
همه دلتنگي من كه گفتني نيست بنويس
بنويس وقتي تو نيستي انگار چيزي نيست
بنويس نامه نويس...
اس ام اس های جدید ( )
یکی می پرسد : اندوه تو چیست؟ سبب ساز سکوت مبهم تو کیست؟
برایش صادقانه می نویسم: برای آنکه باید باشد و نیست
بودنت یک جور...نبودنت یک جور....در این دنیای جورباجور...دوستت دارم بدجور
در اين بازار نامردي به دنبال چه مي گردي. نمي يابي نشان هرگز تو از عشق و جوانمردي. برو بگذر از اين بازار از اين مستي وطنازي. اگر چون كوه هم باشي در اين دنيا تو مي بازي------------------------------
اگر باغ نگاهم پر ز خار است ، گلم تاراج دست روزگار است، به چشمانت قسم با بودن تو ، زمستاني ترين روزم بهار است. --------------عاشق آن نيست كه عشق تكه كلامش باشد. عاشق آن است كه وفاداري مرامش باشد. ------------------زندگي درك همين امروز است . ظرف ديروز پر از بودن توست . شايد اين خنده كه امروز دريغم كردي ، آخرين فرصت همراهي ماست. ----------------------------------
رو ساحل سرخ دلت اسم كسي رو حك نكنبه اينكه من دوستت دارم حتي يه لحظه شك نكن... ---------------------پروانه نمي ميرد تا گل به بغل دارداين سينه نمي ميرد تا عشق تورا دارد. -------------------اگه بگم خرابتم قول ميدي تعميرم كني؟ -----------------اي نگاهت رونق فرداي من ، در تو معنا مي شود دنياي مناي كلامت بهترين اثبات عشق ، با تو ماندن آرزوي روياي من -------------------------------وقتي اشكهايم بر روي زمين ريخت تو هرگز نديدي كه چگونه مي گريم . تو دلم را با بي كسي تنها گذاشتي و چشمانم را به انتظار نگاهت گريان گذاشتي--------------------------------لبريزتر از هزار پيمانه شديم ديوانهتر از هزار ديوانه شديم ديديم گلي به روي ما ميخندد از پيله درآمديم و پروانه شديم ---------------------------------
سيل دريا ديده هرگز بر نمي گردد به جوينيست ممکن هرکه عاشق شد دگر عاقل شود -------------------خيال مي کردي قلب من تاب شکستن نداره منتظري بازم دلم پيش دلت کم بياره مرام من تو عاشقي يکدلي و صداقته وقتي ميگم نوکرتم اين آخر رفاقته ---------------در پاسخ نامه ام گل يخ داديهربار مرا وعده دوزخ دادييک بار برو کلاس خياطي عشقشايد که خدا کرد و به ما نخ دادي
-----------------------------------
خنده هایتان از ته دل...گریه هایتان از سر شوق
اجازه هست عشق تو رو تو كوچه ها داد بزنم؟
رو پشـت بـــــوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟
اجازه هست كه قلـبمو برات چراغونی كنم؟
پیش نگاه عاشقت،چشـــــمامو قربونی كنم؟
اجازه میدی تا ابـد سر بزارم رو شونه هات؟
روزی هزار و صـد دفه بگم كه میمیرم برات؟
اجازه میدی كه بـگم حرف ترانه هام تویی؟
دلیل زنده بودنـــــم ، درد بهانه هام تویی؟
اجـــازه هست تا تـه مـرگ منتظر تو بشینم؟
تو رویاهــای صورتیم، خودم رو با تو ببینم؟
اجازه هست جار بزنم بگم چقد دوست دارم؟
بگم می خـــوام بخاطرت سر به بیابون بزارم؟
اجازه میدی قـصه هام با عشق تو جون بگیره؟
چشمای عاشقـــم واست روزی هزار بار بمیره
اجازه میدی عشقـــمو همش بهت نشون بدم؟
پیش زمین و آسمــون واسه تو دس تكون بدم؟
اجازه میدی كه فقــــــط تو دنیا با تو بمونم؟
هر چی كه عاشقانه بــــود به خاطر تو بخونم؟
اجازه هست پناه من گــــــرمی آغوشت بشه؟
هر اسمی جز اسم خودم ،دیـگه فراموشت بشه؟
اجازه هست ؟ بگو كه هست ، من همشو دارم میگم
با تو به آسمون میرم ،با تـــــــــــــو یه آدم دیگم
اجازه میدی كه بگم ،من مال تـــــــو،تو مال من؟
من از تو خواهش می كنم كه زیر وعـــده هات نزن
اجـــــــازه تـــو دست تـــو ،اجازه من دست تـو
خنده من خنـــــــده تو ،شكست من شكست تـو
کسی دگر
کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروکه ویران را
کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم!!!
ومن شمع می سوزم ودیگر هیچ چیز از من نمی ماند
ومن گریان ونالانم ومن تنهای تنهایم !!!
درون کلبه ی خاموش خویش اما
کسی حال من غمگین نمی پرسد!!!
و من دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم
درون سینه ی پرجوش خویش اما!!!
کسی حال من تنها نمی پرسد
ومن چون تک درخت زرد پاییزم !!!
که هر دم با نسیمی میشود برگی جدا از او
ودیگر هیچی از من نمی ماند!!!
مادر در شعر فارسی................. ( )
سالها پيش كه كودك بودم
سر هر كوچه كسي بود كه چيني ها را
بند ميزد به عشق
و من آن روز به خود مي گفتم آخر اين هم شد كار؟
ولي امروز كه ديگرخبري از او نيست
نقش يك دل كه به روي چيني است
تركي دارد و من
در به در وكوي به كوي
پي بند زني مي گردم.............
smsبه مناسبت روز مادر
در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیستمادرم! دعایم کن که با دعایت، دلم خانه دردها نیست---
تو بهترین گل، میان شهر گلهاییتو رنگ آفتابی،شب که می رسد، مثل ستاره،گوئیا مهتابی...
*;%'* *%;;%'* *;%*;%'*.*;*;%;*%*, )i( ( ) مادرجون این دسته گل تقدیم تو،به شرط اونکه تو خودت گل باشی و من خاک زیر پات
درزيباترين واژه بر لبان آدمي واژه مادر است. زيباترين خطاب مادر جان است. مادر واژه ايست سرشار از اميد و عشق. واژه اي شيرين و مهربان که از ژرفاي جان بر مي آيد. روزت مبارک مادر
زن هستي ساز و نظم ده و مهر گستر است ســـــــــــرچشمهء محبت و الطاف داور است بهر صفا و لطف خـــــــــــدا عشق مظهر است بعد از خـــــــدا به سجده بوَد زآنکه مادر است
به ياد مي آورم لحظه هاي فراز را كه صداي او اعتبارم مي بخشيد و لحظه هاي نشيب را كه اعتمادم به ياد مي آورم افراي افراشته اي را به ياد مي آورم مادرم ر
ا ...
مي دوني فرق روز پدر با روز مادر چيه ؟روز مادر طلا فروشي ها شلوغ مي شهاما روز پدر جوراب فروشي ها ..مي دوني شباهشتون چيه ؟پول هر دو از جيب بابا مي ره
روزتان مبارک
لبانتان خندان و پاینده باشید
..: آخرين ارسال ها :..
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد . All Rights Reserved 2005-2006 © by aliamini200.Blogfa.com This Template Designed By Ali Kouroshfar and 2Temp For Blogfa www.TakTemp.com - www.2Temp.com - www.Bia2funny.ir - www.iroom.ir